جستجو در مقالات منتشر شده


۸ نتیجه برای نظری

حمداله صالحی، حسن نظری ،
دوره ۱۷، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۸۸ )
چکیده

 در این مقاله خواص ساختاری و الکترونی از جمله ثابت شبکه، مدول حجمی، تراکم پذیری، بهینه­سازی حجم، ساختار نوارهای انرژی و نیز چگالی حالت­ها و چگالی ابر الکترونی نیمرسانای منیزیم سلنید (MgSe) در فاز مکعبی برای ساختار B­­­۱ مورد بررسی قرار می­گیرند. محاسبات با استفاده از ­امواج تخت تقویت­شده خطی با پتانسیل کامل، (FP-LAPW)، در چارچوب نظریه تابعی چگالی (DFT) و با استفاده از نرم افزار WIEN۲k صورت گرفته است. نتایج به دست آمده یک گاف نواری مستقیم حدود eV ۴/۲ در نقطهAWT IMAGE را نشان می­دهد. همچنین یک ویژگی یونی را برای این ترکیب نشان می­دهد، که از ویژگی­های ترکیب­های  II-IVاست و با نتایج تجربی و نظری به دست آمده از روش­های دیگران سازگاری خوبی دارد.


آقای محمد نیایی فر، خانم سمیه نظری، آقای احمد حسن پور،
دوره ۲۳، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۴ )
چکیده

در این پژوهش نانو ذرات فریت منیزیم روی به روش سل ژل تهیه شدند. تحلیل پراش پرتو ایکس(XRD)، نشان می­دهد که تمام نمونه­ها به صورت تک فاز در ساختار اسپینل مکعبی متبلور شده­اند. میانگین اندازه­ی بلورک­ها از ۱۳ تا ۲۹ نانومتر براورد شد. همچنین پارامترهای شبکه و طول پیوند جایگاه­های چاروجهی (RA) و هشت­وجهی (RB) نمونه­ها تعیین شدند. مقدار RA (RB) با افزایش میزان روی افزایش (کاهش) یافت. بیناب سنج فروسرخ (FT-IR) پیوند اصلی ν در گستره cm ۴۵۰-۱۰۰۰ را بنابر ترکیب­های چاروجهی نشان می­دهد. تصویر میکروسکوپ الکترونی روبشی ( (SEM توزیع یکنواخت اندازه ذرات را نشان می­دهد. مغناطش اشباع و نیروی وادارندگی فریت منیزیم روی نیز با استفاده از مغناطیس­سنج ارتعاشی (VSM) مورد بررسی قرار گرفتند. مغناطش اشباع نمونه­ها نخست تا ۴/۰x =  افزایش و سپس کاهش می­یابد. این تغییرات به افزایش گشتاور مغناطیسی و کج­شدگی اسپین در جایگاه B نسبت داده می­شود.


خانم اسما نظری‌نیا، اقای محسن مرتضوی، اقای محسن آروین، اقای محمد پوستی،
دوره ۲۷، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۸ )
چکیده

توده گرانیتوئیدی ممزار در استان کرمان قرار دارد و از نظر ساختاری در بخش جنوب­شرقی کمان ماگمایی ارومیه­دختر رخنمون یافته است. بر­اساس بررسی­های سنگ­نگاری، این توده از چهار واحد­سنگی دیوریت، تونالیت، گرانودیوریت و مونزوگرانیت تشکیل شده است. این سنگ­ها بیشتر از کانی­های پلاژیوکلاز (آندزین)، فلدسپار قلیایی (ارتوکلاز)، کوارتز، آمفیبول (مگنزیوهورنبلند)، بیوتیت و کلینوپیروکسن تشکیل شده­اند. بررسی­ شیمی دو کانی پلاژیوکلاز و آمفیبول نشان می­دهد که ترکیب پلاژیوکلاز با An ۳۳-۴۷ از نوع آندزین و آمفیبول از نوع مگنزیوهورنبلند (کلسیمی) است که با ماهیت I بودن ماگما همخوانی دارد. بیوتیت­ها نیز دارای نسبت Fe/(Fe+Mg)>۰,۳۳ بوده و از منیزیم غنی هستند.  بر اساس نمودار TiO۲ نسبت بهAl۲O۳،  ترکیب آمفیبول­ها نمایانگر دخالت ماگمای گوشته­ای و ترکیبات پوسته­ای در تشکیل آن­هاست. به کار گیری دما- فشارسنج­های مختلف چون مقدار آلومینیوم در هورنبلند و زوج کانی پلاژیوکلاز- هورنبلند نشانگر میانگین فشار حدود ۱۴/۱ کیلوبار و دمای ۶۶۰ تا ۷۳۰ درجه سانتی­گراد برای توده نفوذی است. شیمی کانی­های بیوتیت و آمفیبول بیانگر آن است که این توده گرانیتوئیدی آهکی قلیایی بوده و در در عمق کمتر از ۸ کیلومتری سطح زمین تشکیل شده است.     
خانم طاهره نظری، خانم زهرا طهماسبی، آقای احمد احمدی خلجی،
دوره ۲۸، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۹۹ )
چکیده

سنگ­های آتشفشانی شمال کبودرآهنگ با ترکیب آندزیت و تراکی آندزیت به سن ائوسن در پهنه ارومیه-دختر بصورت ستون­های منشوری عمودی رخنمون یافته­اند. این سنگ­ها دارای درشت بلورهایی از آمفیبول و پلاژیوکلاز با بافت پورفیری، گلومروپورفیری و ریزسنگی هستند. شواهد زمین شیمیایی نشان می­دهد که این سنگ­ها از سری ماگمایی آهکی قلیایی هستند و از نظر محیط زمین­ساختی در کرانه­های فعال قاره­ای وابسته به قوس تشکیل شده­اند که می­تواند با فروررانش اقیانوس نئوتتیس به زیر ایران مرکزی مربوط باشد. همچنین، الگوی عناصر خاکی نادر و نمودارهای عنکبوتی بهنجار شده، غنی­شدگی از عناصر خاکی نادر سبک (LREE) و عناصر سنگ دوست بزرگ یون (LILE) در مقایسه با عناصر با شدت میدان بالا (HFSE) و عناصر خاکی نادر سنگین (HREE) را نشان می­دهند که از شواهد محیط­های فرورانشی است. بر اساس نتایج به دست آمده از شیمی کانی آمفیبول­ها مشخص شد که این کانی­ها در گستره­ی آمفیبول­های کلسیمی و از نوع منیزیوهورنبلند تا چرماکیت بوده و وابسته به کرانه­های فعال قاره­ای هستند که با نتایج سنگ میزبان همخوانی دارد. براساس محاسبات دما فشارسنجی، این آمفیبول­ها در دمای تعادلی ۵/۸۱۵ درجه سانتیگراد و فشار ۳۵/۶ کیلوبار تشکیل شده­اند. گریزندگی بالای به دست آمده برای این سنگ­ها نشان دهنده شرایط اکسایشی در پیدایش این سنگ­ها و گواهی بر پیدایش آنها در مرز صفحه­های همگراست.
خانم محیا نظریان، دکتر محمد لطفی، دکتر مجید قاسمی سیانی،
دوره ۳۱، شماره ۲ - ( ۳-۱۴۰۲ )
چکیده

کانسار چندفلزی چومالو در بخش غربی کمربند ماگمایی البرز (البرز-آذربایجان) قرار دارد و رخنمون‌های سنگی آن شامل الیوین‌بازالت، آندزیت‌بازالتی، آندزیت تا تراکی‌آندزیت، داسیت تا ریولیت به سن ائوسن پیشین و توده‌ نفوذی با ترکیب کوارتزمونزونیت به سن ائوسن پسین هستند. کانه‌زایی منطقه در دو روند شرقی-غربی و شمالی- جنوبی تا شمالغرب- جنوب­شرقی در سنگ میزبان آندزیتی و الیوین بازالتی رخ داده است. کانه‌زایی به صورت رگه‌ و رگچه‌ای، پراکنده، پرکننده فضای خالی به شکل درون‌زاد و برون‌زاد طی سه مرحله رخ داده است. کانی‌‌های باطله بیشتر کوارتز و فلوئوریت هستند. بررسی‌های زمین شیمیایی همبستگی مثبت بین عناصر سرب و روی، نقره با سرب و روی، مس با سرب و روی را در منطقه چومالو نشان می‌دهد که با نتایج بررسی­های کانی­شناسی و توالی همبرزایی همخوانی دارد. با توجه به سنگ میزبان، کانی‌شناسی، ساخت و بافت می­توان گفت که کانه‌زایی کانسار چندفلزی چومالو شباهت بسیاری به ذخایر فراگرمایی با سولفیدشدگی متوسط دارد.   
آقای مسعود نظری، آقای محمد علی آرین، آقای علی سلگی، آقای رضا زارعی سهامیه، آقای عبداله یزدی،
دوره ۳۲، شماره ۲ - ( ۵-۱۴۰۳ )
چکیده

منطقه حسین آباد در ۱۲۰ کیلومتری  جنوب شرقی زنجان واقع است. سنگ­های آتشفشانی در این منطقه دارای سن ائوسن و جوانتر از آن هستند. سنگ­های آتشفشانی طیفی از گدازه­های داسیتی، تراکی آندزیتی و آندزیتی به همراه توف را شامل می­شوند. از نظر کانی­شناسی، سنگ­های آتشفشانی مورد بررسی دارای کوارتز، فلدسپات قلیایی، پلاژیوکلاز فراوان، پیروکسن و آمفیبول هستند. فلدسپات قلیایی از نوع سانیدین و پلاژیوکلازها از نوع الیگوکلاز و آندزین هستند. بافت­های پورفیری، پورفیری ریزسنگی، گلومرو پورفیری و خال خال بافت در این سنگ­ها غالب هستند. بررسی شیمی کانی­های سنگ­های منطقه نشان می­دهد که ترکیب کلینوپیروکسن­های این سنگ­ها از انواع دیوپسید و اوژیت است. آمفیبول موجود در این سنگ­ها از نوع ماگمایی و کلسیمی و دارای ترکیب شیمیایی پارگازیت است. بر اساس نمودارهای تعیین نوع ماگما، ماگمای سازنده سنگ­های آتشفشانی منطقه مورد بررسی قلیایی است. نمودارهای دما-فشارسنجی بر پایهی ترکیب پلاژیوکلاز، پیروکسن و آمفیبول نشان­دهنده دمای ۷۰۰ تا ۷۵۰ درجه سانتیگراد و فشار ۵ تا ۶,۵ کیلوبار هستندکه با ژرفای پوسته میانی-زیرین همخوانی دارد. از این رو، این سنگ­ها در یک کرانه فعال قاره­ای تشکیل شده­اند.
آقای امیرحسین جوی پا، آقای مهدی ایران نژاد، دکتر اکبر مهدیلو، آقای رضا کوچک زاده، خانم شیوا نظری،
دوره ۳۲، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۴۰۳ )
چکیده

باطله­ کارخانه فرآوری سنگ‌آهن چادرملو به روش مغناطیسی پس از پرعیارسازی به روش شناورسازی منجر به کنسانتره آپاتیت می­شود که پس از انحلال برای تولید اسید فسفریک استفاده می­گردد. تجزیه محلول واحد تولید اسید فسفریک نشان می‌دهد که محلول دارای ppm ۷۵ آرسنیک و حدود ppm ۳۱۳ عناصر خاکی نادر است. به ‌منظور شناسایی خاستگاه آرسنیک و عناصر خاکی نادر، باطله جداکننده مغناطیسی شدت بالا به‌ عنوان خوراک شناورسازی، کنسانتره و باطله شناورسازی به روش­های پراش پرتوی ایکس (XRD)، طیف­سنجی­های فلئورسانس پرتوی ایکس (XRF)، پلاسمای جفت شده القایی (ICP) و با میکروسکوپ‌های الکترونی مجهز به طیف­سنج­های تفکیک طول موج پرتوی ایکس (WDX) و پراکندگی انرژی پرتوی ایکس (EDX) از نظر کانی‌شناسی بررسی شدند. نتایج نشان داد که کنسانتره دارای ۶/۳۵ درصد P۲O۵ بوده و بیشتر از کانی فلوئور آپاتیت و مقدار کمی دولومیت و کلسیت تشکیل شده است. طیف­سنجی ICP نشان داد که مقدار آرسنیک و عناصر خاکی نادر در کنسانتره آپاتیت به ترتیب حدود ppm ۳۴۵ و بیش از ppm ۵۰۰۰ است. با بررسی­های میکروسکوپ الکترونی مشخص گردید که بخشی از عناصر خاکی نادر به ‌صورت جایگزینی کلسیم در شبکه فلوئور آپاتیت قرار گرفته­اند‌ و بخش دیگر به ‌صورت کانی مونازیت با اندازه کمتر از ٢٠ میکرون هستند. همچنین بر اساس این بررسی­ها، به نظر می‌رسد که آرسنیک به‌ صورت جانشینی فسفر در شبکه کانی­های فلوئور آپاتیت و مونازیت حضور دارد؛ از این رو، بازیابی عناصر خاکی نادر و آرسنیک پیش از انحلال کنسانتره آپاتیت ممکن­ نبوده و ضروری است که نخست عناصر خاکی نادر از محلول به دست آمده از انحلال کنسانتره آپاتیت با یک روش مناسب بازیابی شده و سپس آرسنیک به روش ترسیب از محلول جدا شود.
سمیه دورانی، محمد پوستی، غلامرضا قدمی، اسما نظری نیا،
دوره ۳۱۰۰، شماره ۱۰۰۰ - ( ۱۱-۱۴۰۱ )
چکیده

منطقه مورد مطالعه در فاصله۲۰۰ کیلومتری شمال طبس و شمال شرق ایران قرار دارد. از نظر تقسیمات زمین شناسی ایران، جز زون ایران مرکزی بوده و در منتهی الیه شمال شرق بلوک طبس و در زون زبر کوه واقع شده است. کمپلکس نفوذی یخاب، با مجموعه‌ای از استوک‌های گرانیتی مشخص می‌شود که در سنگ‌های میزبان میکاشیستی نفوذ کرده‌اند. این مطالعه با ترکیب روش‌های پتروگرافی، ژئوشیمیایی و تحلیل تکتونیکی، به بررسی پتروژنز و محیط تکتونیکی این کمپلکس می‌پردازد. مطالعات پتروگرافی، بافت دانه‌ای با کانی‌های اصلی شامل کوارتز، فلدسپات آلکالی، پلاژیوکلاز و بیوتیت را نشان می‌دهد. داده‌های ژئوشیمیایی بیانگر ماهیت کالک‌آلکالن سنگ‌ها، با ترکیبی از متالومینوس تا پرآلومینوس و غنی‌شدگی عناصر LILE و LREE نسبت به HFSE است. نمودارهای عنکبوتی نرمال شده نسبت به گوشته اولیه، MORB و کندریت‌ها، تاثیر تفریق ماگمایی و آلودگی پوسته‌ای را برجسته می‌کنند. نمودارهای تشخیص تکتونیکی نشان می‌دهند که گرانیت‌ها در محیط‌های تصادمی قاره‌ای تا کمان آتشفشانی تشکیل شده‌اند و از نوع گرانیت‌های تفریق‌شده (FG) طبقه‌بندی می‌شوند. داده‌های زمان‌سنجی، تکامل ماگمایی طولانی‌مدت را با تشکیل گرانیت‌های سین کولژن و کمان آتشفشانی در دوره‌های جداگانه نشان می‌دهد. شواهد پتروگرافی و ژئوشیمیایی، منشاء پوسته‌ای را برای گرانیتوئیدهای مورد مطالعه تأیید می‌کند. این مطالعه، درک جامعی از تکامل ماگمایی و محیط ژئودینامیکی کمپلکس نفوذی یخاب و سیستم‌های ماگمایی وابسته به آن در پهنه ایران مرکزی ارائه می‌دهد



صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله بلورشناسی و کانی شناسی ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Iranian Journal of Crystallography and Mineralogy

Designed & Developed by : Yektaweb